تبليغاتX
خدایا شکرت برای اینکه............

خدایا شکرت برای اینکه............

از خدا تشکر میکنم چون امروز......................

خدایا نکنه برم و تحویلم نگیره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 1:58  توسط من  | 

سلام......

چی بگم؟تنها کسی که انتظار نداشتم کامنت بزاره گذاشت.

اگه یه کوچولو وبلاگمو برگ بزنی میفهمی کی رو میگم

هنوز به من فکر میکنه.

خدایا میبینی چقدر پاکه؟خدا میبینی چقدر مهربونه؟خدامیبینی؟خدایا چشمامو ازم


بگیر ولی اونو همیشه سالم نگه دار. 


خدایا اون یه موجود بی گناه و معصومه کمکش کن که همیشه خوشحال


 باشه.خدایا شکرت که هنوز بعضی  وقتا به من فکر میکنه.


خدایا شکرت که هنوز نفس میکشم.خدایا خودت میدونی تو دل من چی میگذره 


خدایا هرچی صلاحه همون بشه. خدایا اگه بعضی وقتا شاکی میشم منو ببخش


آخه من غیر از تو کسی رو ندارم.اگه تو هم منو نبخشی که وای به حالمه.


خدایا شکرت که هنوز اشک دارم واسه گریه کردن.


خدایا شکرت که هنوز چشم دارم واسه دیدن.


خدایا منو عذاب بده ولی عزیزامو نه


خدایا من حاضرم درد پای مادرمو تحمل کنم میشه دردشو بدی به من.


تو دلم مونده یه شب مادرم بدونه درد  بخوابه.




خدایا شکرت که هنوز دوستم داره.خدای من خدای عزیز من.من بنده خوبی


نیستم.خدایا دستمو بگیر.


خدایا شکرت.. شکرت.




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 0:39  توسط من  | 

امیدوارم حالتون خوب باشه.حال من که زیاد خوب نیست.


چند روز پیش چشمم ضربه خورد و الان هم خیلی درد میکنه.البته دکتر گفته که مشکلی ندارم.


فقط دردشو باید تحمل کنم که اونم مشکلی نداره.


خدایا شکرت که هنوز میبینم.خدایا شکرت که واسم مشکل بزرگتری پیش نیومد.


خدایا شکرت که دارم مشکلاتمو تحمل میکنم



آمیدوارم حالت خوب باشه و هیچ مشکلی واست پیش نیاد

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 20:55  توسط من  | 

سلام بچه ها


من بعد از 16 روز برگشتم.تهران بودم.چشممو عمل کردم(پیوند)


الان هم حالم خوبه.خدا رو شکر همه چیز خوب پیش میره.یه مشکل کوچیک هست که اونم امیدوارم


حل بشه.یه کمی دلم تنگ شده ولی اشکالی نداره.


خدا رو شکر که عملم خوب بود.


خدایا شکرت که امروز خوشحالم

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:12  توسط من  | 

                                               سلام دوستان    


امیدوارم حالتون خوب باشه.ببخشید که دیر به دیر میام.البته فکر نمیکنم کسی اینجا


دلش واسه من تنگ بشه.چند روزی مشغول بودم یعنی اهواز نبودم.


راستی من دارم عمل میکنم.دارم چشمامو عمل پیوند قرنیه میکنم.حلالم کنید.


خدایا شکرت واسه همه چیز.


خدایا شکرت که دارم عمل میکنم.


خدایا شکرت که هزینش اونقدر زیاد نیست که فکرشو میکردم


خدایا شکرت که میتونم تحمل کنم.


خدایا شکرت واسه اینهمه چیزای خوب که به من دادیی.


خدایا شکرت واسه چیرایی که من نتونستم به دست بیارم.حتما لیاقتشو نداشتم


خدایا شکرت که نه تنها از عمل نمیترسم بلکه دارم باهاش حال میکنم.


خدایا شکرت که خانوادم دوستم دارن


خدایا شکرت که خانواده خوبی دارم

 

خدایا شکرت که اون چیزی که کم شده بود کم کم داره جبران میشه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 3:41  توسط من  | 

بازم سلام


امیدوارم حالتون خوب باشه.من که خوبم.امروز صبح داشتم با خودم فکر میکردم که


من چقدر دوست دارم برم خونه خدا.  ولی خوب فعلا به دلیل بعضی مشکلات


(که مهمترینشون مالیه) نمیتونم برم.بیشتر که فکر کردم دیدم اطراف من چقدر خونه


خدا وجود داره.خدایا تو توی قلب منی توی وجود منی درسته پول ندارم ولی میتونم که دور


مادرم بگردم.تو که همه جا هستی همین که نفس میکشم خودش کلیه.پول میخوام واسه چی؟


خدایا هرچقدر که دوست داری به من درد بده.قدرت  تحمل من بالاست.درد به وجود اومده که تموم بشه.


خدایا شکرت حال مادربزرگم خوبه.حاضرم یه چشمم کور بشه ولی اون همیشه سالم بمونه.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 15:50  توسط من  | 

سلام.

امیدوارم حالتون خوب باشه.خیلی خیلی ممنونم که اینقدر به من و وبلاگم لطف دارین.


توی این چند روزه بدترین اتفاقی که اصلان فکرشو نمی کردم واسم افتاد.حتما میپرسین


چه اتفاقی؟هیچی. من تنها شدم.


خدایا شکرت که هنوز زنده ام.خدایا شکرت که دارم تحمل میکنم.


امروز نزدیک بود بمیرم.خدایا شکرت که کمکم کردی


خدایا شکرت که کم شده ولی تموم نشده


این جمله بالا یه کمی خصوصیه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:59  توسط من  | 

امیدوارم خوب باشین.منم خوبم.با خودم داشتم فکر میکردم که من چه چیزای خوبی دارم و


قدرشونو نمیدونم.


خدایا شکرت واسه این خانواده خوبی که به من دادی.


خدایا شکرت که مشکل چشمام واسه اولین بار به دردم خورد.


خدایا شکرت واسه اینکه همه اونایی که واسم عزیزن اوضاعشون روبه راهه.


خدایا شکرت ادم خوبی نیستم ولی به کسی هم ظلم نمیکنم.


این شعر هم تقدیم به هرکسی که منو دوست داره



بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند

                                              خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 4:14  توسط من  | 

سلام


ببخشید که یه مدت طولانی نبودم.دلیل خاصی نداشت.لنزم گم شده بود.چند روز بدون لنز سر کردم که خیلی 


اذیت شدم.چند روز با سردرد شدید رو گذروندم.ولی امروز لنز جدیدم رسید.


عیال امروز رفت تهران واسه عمل.انشاالله که بدون مشکل برگرده.


خدایا شکرت واسه همه دردا.چون اگه این دردا نبودن حالا من از گذاشتن لنزام خوشحال نبودم.


خدایا شکرت که امیدوارم به آیندم.میدونم یه جوری کمکم میکنی.چه جوری نمیدونم!؟؟


اونش با خداست من دخالت نمیکنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:4  توسط من  | 

خدایا شکرت اینروزا خیلی دلم تنگ شده اما هنوز امیدوارم


خدایا شکرت اینروزا هر چقدر هم که دعوامون میشه اخرش یکیمون کوتاه میاد(البته اون بیشتر)


خدایا شکرت که مشکلات هرچقدر هم که سخت باشن اخرش با کمک خودت حل میشن


خدایا شکرت واسه چیزایی که دارم


خدایا شکرت واسه ادمای خوبی که سر راهم گذاشتی.


خدایا شکرت واسه قدرت تشخیص خوب از بد. که به من دادی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:12  توسط من  |